تبليغاتX
گيريمنج (قاین)
 
 
  بعد از 28 سال صداي رساي حسين خواجه اميري (ايرج) از فرستنده صداي جمهوري اسلامي ايران (شبکه فرهنگ) در سراسر کشور پيچيد، عده اي ناباور به يکديگر نگريستند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 14  توسط صادق  | 

 

افکار فیثاغورث ریاضیدان و فیلسوف یونانی به شکل گیری ریاضیات نوین و فلسفه غرب کمک کرده است . هدف او توضیح همه پدیده های طبیعی بر اساس ریاضیات بود . فیثاغورث بیش از هر چیز برای فرمولی که در مورد نسبتهای اضلاع مثلث راست گوشه ارائه کرده است معروف است. مفاهیم متعدد دیگری (مانند تصاعدهای حسابی و هندسی و عددهای مربع کامل ) که برای ریاضیات نوین نقش زیر بنایی دارند بر افکار فیثاغورث مبتنی هستند . فیثاغورث و پیروان او ریاضیات هماهنگ ها را که مبنای موسیقی امروز غرب را تشکیل می دهد ابداع کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11  توسط صادق 


در يازده سالگي وارد هنرستان موسيقي ملي شد دوره مقدماتي تار و آثار استاد وزيري را نزد هوشنگ ظريف فراگرفت. از سال سوم هنرستان آموزش تار را نزد استاد علي اكبر شهنازي ادامه داد. پس از اتمام هنرستان تحصيلات خود را در رشته موسيقي دانشگاه تهران پي گرفت و همزمان به عضويت مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايران درآمد و در اين مركز از محضر استادان نورعلي برومند، يوسف فروتن، و سعيد هرمزي درسها آموخت و پنج سال نيز از مكتب درس استاد عبدالله دوامي سودجست و با رديف هاي آوازي و سازي و تصنيف ها و ضربي ها و با دقايق و ظرايف موسيقي ايران بيشتر آشنا شد. او در سال 1356 در نخستين آزمون موسيقي باربد در رشته هاي تار، سه تار و بهترين اجرا، جوايز اول را از آن خود كرد.
طلايي كه ضمن فراگيري موسيقي به شيوه سنتي همراه به جنبه هاي تحقيقي و علمي موسيقي نيز توجه داشت به مدت 3 سال در مركز تحقيقات اتنوموزيكولوژي زيرنظر دكتر مهدي بركشلي به پژوهش پرداخت و پس از 2 سال از دانشكده هنرهاي زيبا با دريافت بورس براي ادامه تحصيل راهي فرانسه شد
.
اقامت طولاني او در اين كشور سرشار از تجربه و تحقيق و آشنايي با موسيقي و موسيقيدانان ملل مختلف بود و در عين حال خود نيز نقش اساسي در شناساندن موسيقي ايراني و جهانيان از طريق تدريس، اجراي كنسرت و انتشار آثارش داشت و طي ده سال در دانشگاه سوربن پاريس و 2 سال در دانشگاه واشنگتن، توانست ارزشهاي هنري و علمي موسيقي ايران را در سطح بين المللي مطرح كند
.
در كنار آثار منتشر شده صوتي از طلايي تاكنون مقالات متعدد و كتاب هاي آ«نگرشي نو به تئوري موسيقي ايرانآ» و آ«رديف ميرزاعبدالله، نت نويسي و آموزش تحليليآ» به چاپ رسيده اند
.
داريوش طلايي ضمن تدريس طي سال هاي 80-71 در دانشگاه هاي مختلف از جمله دانشگاه تهران، آزاد و آموزش در كلاس ها و دوره هاي آزاد به انتقال دانش و اندوخته هاي خود به نسل جوان همت گماشت و بسياري از موسيقيدانان اين دوره نزد او آموزش ديده و متاثر از مكتب وي بوده اند
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11  توسط صادق  | 

 

آهنگساز (موسيقي كلاسيك)

 

فرانچسكو دورانته در 31 مارس 1684 در نزديكي ناپل به دنياآمد.در كنسرواتوار سن اونو فريو در ناپل، شاگرد عمويش دون آنجلو دورانته بود و به احتمال قوي او شاگرد پيتوني در رم نيز بوددورانته از سال 1728 تا 1729 در كنسرواتوار پووري دي جسوكريستو از سال 1745 تا 1755 در سن انونوفريو و از سال 1742 تا 1755 در سانتاماريادي لورنو تدريس موسيقي مي‌كرد.
او مردي ساده و باهوش بود و به زودي شهرتش به سرپا سرايت كرد و پخش و انتشار دست نوشته‌هايش شاهدي براين مسئله است
.
از ميان شاگردان فراوان فرانچسكو، مي‌توان از پايزيلو، پرگولزي، ترتا، ساچيني، پيچيني نام برد
.
او بر خلاف ديگر موسيقيدانان هم عصر خود هرگز براي تئاتر ننوشت
.
از موضوعات رسمي در آثار فرانچسكو آزادي و اصالت انوانسيون معوديك است كه به نوعي با فانتزي در پوليفونيك پيوند مي‌خورد
.
از آثار مهم فرانچسكو اوراتوريو است كه همگي آنها مفقود شده است. او همچنين 14 مس، 50 موتت، پوم، يا هيمن، 6 كانتات پروفان، 18 دوئو، براي سوپرانو و ويولن آلتو، 8 كوارتت يك كنسرتو براي كلاوسن، يك سونات براي ارگ و آثاري براي كلاوسن كه مشتمل بر سونات، ديورتيسمان، فوگ و پارتيتا است. دورانته سرانجام در 13 اوت مصادف با 22 مرداد 1755 در ناپل چشم از دنيا فروبست

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11  توسط صادق  | 

كهكشان ها كو زمينم ؟
زمين كو وطنم
وطن كو خانه ام ؟
خانه كو مادرم ؟
مادر كو كبوترانم ؟
....معناي اين همه سكوت چيست ؟
من گم شدم در تو ؟
يا تو گم شدي در من اي زمان ؟
....كاش هرگز آن روز
از درخت انجير پائين نيامده بودم !!
كاش !

 حسين پناهي

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13  توسط صادق  | 

ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد.
"ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زياد و با خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 14  توسط صادق  | 
 
نشود فاش كسي آنچه ميان من و تست
تا اشارات نظر نامه رسان منو تست
گوش كن با لب خاموش سخن مي گويم
پاسخم گو به نگاهي كه زبان من و تست
روزگاري شد و كس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهاني نگران من و تست
گرچه در خلوت راز دل ما كس نرسيد
همه جا زمزمه ي عشق نهان من و تست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش،ارنه
اي بسا باغ و بهاران كه خزان من و تست
اين همه قصه فردوس و تمناي بهشت
گفتگويي و خيالي ز جهان من و تست
نقش ما گو ننگارند به ديباچه ي عقل
هركجا نامه ي عشق است نشان من و تست
سايه زآتشكه ي ماست فروغ مه و مهر
وه ازين آتش روشن كه به جان من و تست
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 14  توسط صادق  | 

صادق چوبک


صادق چوبک در  سال 1295 در  بوشهر زاده شدو سالها در شرکت نفت  ایران در تهران کار کرد.در آثار او رنگ و بوی جنوب به خوبی پیداست.او را هنرمندی صادق و سختکوش و غیرتمند دانسته اند.اولین داستان او مجموعه داستان کوتاه خیمه شب بازی است.رمان پر ماجرای تنگسیر شهرت نویسنده ی آن را به اوج رسانید این رمان بر اساس یک واقعه ی تاریخی بنا شده و خاطره مردی را بازگو میکند که برای گرفتن حق خود سلاح به دست میگیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 14  توسط صادق  | 

کوبیسم یا حجم‌گری یکی از سبک‌های هنری است

پابلو پیکاسو/زن گریان/گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران

کوبیسم در فاصله سال های 1908-1907 به عنوان سبکی جدی در نقاشی و تا حد محدودتری در مجسمه‌سازی ظهور کرد،که از نقاط عطف هنر غرب به شمار می آید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 18  توسط صادق  | 

اثر زیر متعلق به هنرمند بزرگ هنری ماتیس است. آثار کلاژ او مربوط به اواخر عمرش است که از ناحیه ی دست فلج شد ولی همچنان به کارش ادامه داد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9  توسط صادق  | 
 

مجتبى ميرزاده متولد ۱۳۲۴ كرمانشاه دوران كودكى و نوجوانى خود را در فضايى سرشار از ترانه و نغمه و موسيقى كه توسط راديو همسايه شان ايجاد شده بود، گذراند. صداى ساز مهدى خالدى و پرويز ياحقى به ويژه در هنگام تك نوازى «سلو» بر او تاثيرى فراتر از صداى ساز ديگر هنرمندان داشت. به دليل كمبود امكانات و تنگناهاى مادى با استفاده از وسايل آشپزخانه مثل بشقاب و نعلبكى و با زدن ضربه بر روى لبه آنها ذوق موسيقايى و شعور هنرى خود را تقويت مى كرد، بعدها با خريدن نى لبك و سپس با استفاده از سنتور برادر و كوشش فراوان و در نهايت آشنايى با استاد حسن كامكار به حدى از نوازندگى رسيد كه بتواند در راديو سنندج نوازندگى كند، در كرمانشاه با خوانندگانى مثل حسن زيرك، مظهر خالقى، هاشم ربيعى و خوشنوا به اجراى برنامه پرداخت. در سال ۱۳۴۶ به تهران آمده و خودآموخته نت را از روى كتاب ضياء مختارى فرا مى گيرد. در سال ۱۳۴۷ در راديو تهران و پس از توفيق در آزمونى كه توسط استاد مصطفى كسروى انجام مى پذيرفت به استخدام راديو درآمد و همكارى اركسترهاى نكيسا، فارابى و باربد آغاز نمود. تا سال ۱۳۴۹ همكارى با فرهنگ و هنر را زمينه فعاليت هاى خويش كرد. ساز تخصصى او كمانچه و ويولن، اما با سنتور و سه تار و... آشنايى كامل دارد. در كارنامه هنرى او تعداد زيادى آثار محلى «كردى _ لرى» و سنتى به همراه بيش از ۴۰ موسيقى فيلم به چشم مى خورد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9  توسط صادق  | 

 

 


 
مايكل نيمن متولد لندن تحصيلاتش را در رشته‌ي آهنگسازي در آكادمي سلطنتي لندن و كينگر كالج انگلستان به پايان رساند . وي علاوه بر آهنگسازي، در نويسندگي نيز قلمي توانا دارد و آثاري را هم رهبري و نوازندگي كرده است كه به موارد زير مي‌توان اشاره كرد:
Strine Quartet
Double Concerto for Saxophone & Cello
Concerto for trombone & Orchestra
Where the Bee Dances
موسيقي فيلم پيانو در سال 1993 جايزه اسكار را براي نيمن به ارمغان آورد گرچه وي بعدا نتوانست هرگز نتوانست به همكاري با جين كمپيون - كارگردان فيلم پيانو- ادامه دهد. از ديگر اثر وي در زمينه‌ي موسيقي فيلم مي‌توان به موسيقي فيلم آشپز، دزد، همسش و معشوق، شش روز شش شب، كارينگتن وچ

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9  توسط صادق  | 

يونسكو به شجريان مدال موتسارت داد

مديركل يونسكو در پاريس مدال موتسارت را به محمدرضا شجريان خواننده پرآوازه ايراني اهدا كرد. اين مدال به پاس نقش ارزنده شجريان در موسيقي به او اهدا شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 13  توسط صادق  | 

 

 هفدهمین سالروز درگذشت هایـده

 

 
 از30دی ۱۳۶۸ و خاموشی آوازخوان پرآوازه ایرانیان، هایده، هفده سال گذشت اما ترانه‌های او چنان در میان مردم است که کمتر کسی گذشت این سالیان از درگذشت نابهنگام او را باور دارد.  
حجم تولید ترانه‌ها چه در داخل و چه در برون مرز، شگفت آور شده و امکانات اجرا و ضبط نیز هر روز پیشرفته از روز قبل، ولی عمر ترانه ها، اغلب از چند هفته و چند ماه فراتر نمی رود. گویی دیگر در عرصه موسیقی ما، نه آهنگ، نه شعر، نه تنظیم و نه صداهای خوش و پرتوان، بلکه ویدئوهای پرزرق و برق و تبلیغات تلویزیونی هستند که ملاک ارزشمند بودن و عامل ترویج یک ترانه در میان مردم می شوند. ولی آنچه هایده و شمار اندکی از خوانندگان همنسل او در عرصه موسیقی مردمی ما از خود به یادگار گذاشته‌اند و همچنان در میان ایرانیان، دوستداران بیشمار دارد، از موقتی بودن شرایط فعلی نوید می دهد.
 هایده در ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ در تهران متولد شد. جاذبه صدای دلکش او را به دنیای موسیقی کشاند و اجرای ترانه ای از همین خواننده در یک مهمانی که علی تجویدی (آهنگساز برنامه «گلها» در رادیو تهران) در آن حضور داشت، موجب کشف صدای منحصربفرد او توسط تجویدی شد. هایده نزد تجویدی آموزش دید و چندی هم با فرهنگ شریف، احمد عبادی و فریدون ناصری در زمینه آواز ایرانی و سرایش کار کرد.۰
 
آزاده و کشف هايده
 
هایده در سال ۱۳۴۷/۱۹۶۸ نخستین ترانه خود را همراه با ارکستر بزرگ گلها در رادیو تهران اجرا کرد. اثری به نام «آزاده» که علی تجویدی روی آخرین سرودهء رهی معیری آفریده بود و معتقد بود هیچ خواننده دیگری جز هایده توان اجرای آنرا ندارد. اجرای این کار، صدای هایده را به ایرانیان شناساند.
 
 بيماری و درگذشت
 
هایده از نوجوانی به بیماری دیابت دچار بود که در سالهای بعد، فشار خون و ناراحتی قلبی نیز به آن اضافه شد. بی اعتنایی او به سلامت جسمی‌اش، افراط در الکل و فشاری که شیوه آوازخوانی او به قلبش وارد می ساخت مرگش را به جلو انداخت.
 
هایده در آخرین شب زندگی خود، در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو برنامه داشت. در آن شب، علیرغم وضعیت نه‌چندان مناسب جسمی، همراه با نوازندگانی چون پرویز رحمان‌پناه، عبدی یمینی و سیامک پویان، یکی از به‌یادماندنی ترین برنامه‌های خود را به اجرا درآورد.
هفده سال از اجرای آخرین برنامه هایده سپری شده ولی هنوز ویدئوی آن منتشر نشده است. خسرو مترجمی، دانشجوی 22 سالهء آن روزها و کارشناس فن‌آوری اطلاعات امروز در آمریکا با یک دوربین کوچک از این برنامه فیلم‌برداری کرد.
 هایده ساعاتی پس از اجرای آخرین کنسرت خود در باشگاه کازابلانکا، در ۳۰ دی ۱۳۶۸ برابر با ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ بر اثر سکته قلبی در سن ۴۷ سالگی درگذشت.
 مراسم خاکسپاری و یادبود او با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا در گورستان وست‌وود در لوس‌آنجلس برگزار شد و در تهران نیز علیرغم محدودیت‌های بسیار، گروهی از مردم در مسجدالجواد یاد او گرامی داشتند.
 
به ياد هايده
 
پس از هایده، شماری از خوانندگان و نوازندگان ایرانی در برون مرز، در سوگش خواندند و نواختند. خواهرش، مهستی در نوروز سالهای ۱۳۶۹، ۷۲ و ۷۸ به یاد ترانه های اجرا کرد. حسن شماعی زاده بر روی سروده های همایون هوشیارنژاد اثری آفرید که هیچگاه منتشر نشد. انوشیروان روحانی در نوروز ۱۳۷۲ در تلویزیون طنین، ترانه سراب را که در دهه ۱۳۵۰ برای هایده آفریده بود با پیانو نواخت. هوشمند عقیلی نیز این ترانه را در آلبومی بازخوانی کرد. پرویز رحمان پناه، تارنواز خوش ذوقی که در دوران فعالیت هایده در غربت با او تار می نواخت، ترانه «سال» را با حال و هوایی متفاوت برای تار و سازهای الکترونیکی تنظیم کرد و در نهایت شهلا سرشار در سال ۱۳۸۰ ترانه ای به نام «به یاد هایده» اجرا کرد.
 
  
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 15  توسط صادق  | 
 
تصنیف بسیار زیبای استاد محمدرضا شجریان با همراهی همایون شجریان به نام زان یار دلنوازم 
 
 
 
 
 

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 15  توسط صادق  | 
 

دانشمندان با هشدار نسبت به خطراتی که بشر را تهديد می کند، عقربه های ساعت نمادين موسوم به ساعت آخرالزمان را دو دقيقه ديگر به جلو کشيده اند تا ساعت پنج دقيقه به دوازده را نشان بدهد.ساعت سمبليک آخرالزمان در سال 1947 ميلادی به ابتکار گروهی از دانشمندان به عنوان سنجه ای برای فاصله بشر تا نابودی، پديد آمد و شمارش معکوس خود را تا نيمه شب (12) که نماد پايان بشر فرض شده، آغاز کرد.در طی شصت سال گذشته، اين ساعت در مقاطع مختلف تاريخی با ! توجه به شرايط جهانی به جلو يا عقب کشيده شده تا فاصله با 'قيامت' را نشان دهد.روز پنجشنبه (18 ژانويه) بولتن دانشمندان اتمی (BAS) که متولی اين ساعت نمادين است، با توجه به پديده گرم شدن جهانی، تخريب محيط زيست بشر، و مهمتر از همه نگرانی از گسترش سلاح های هسته ای و بحران های موجود در رابطه با کره شمالی و ايران، عقربه های ساعت را که روز هفت دقيقه به دوازده تنظيم شده بود، دو دقيقه جلوتر بردند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 13  توسط صادق  | 
 

سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.

همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
 سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت:
 
بليط، لطفا!
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12  توسط صادق  | 
 
 
گفتم : لعنت بر شيطان لبخندي زد!
 
پرسيدم: «چرا مي خندي؟»

 پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد»

پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام»

با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو

هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.»

پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد

؛ فعلاً برو سواري بياموز. در ضمن اين قدر مرا لعنت نكن!

گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟»

در حاليكه دور مي شد گفت: «من پيامبر نيستم جوان ...!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11  توسط صادق  | 
 
هروقت دلت گرفت ؛ هروقت آسمون برات مثل همیشه آبی نبود ؛ هر وقت احساس کردی داری
 
زیر بار مشکلات خورد میشی ؛ هروقت حس کردی دیگه به درد هیچ کاری نمیخوری ؛
 
هروقت حس کردی که خیلی بی مصرف و پوچی ،
 
هروقت حس کردی خیلی تنها شدی ،
 
                                         به اون بالا نگاه کن .
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11  توسط صادق  | 

 

غم مخور، خورشيد اگه رفته توی ابر سياه


غم مخور، چندی اگه تيره شده چهره‌ی ما


بازم آفتابی می‌شه،


بازم آفتابی می‌شه


بازم آفتابی می‌شه، آسمون آبی می‌شه


پر ابرها می‌ريزه، آسمون آبی می‌شه


بازم آفتابی می‌شه

 

بازم آفتابی می‌شه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 12  توسط صادق  |